|
با سپردن اين دو شخصيت پرچم اسلام را به حضرت مهدي (عج)، با نيروهاي خود در نهضت آن حضرت شركت مي نمايند. و شعيب بن صالح به سمت فرماندهي كل قواي حضرت مهدي (عج) نائل مي گردد. هم چنين روايات از حركتي ياد مي كند كه در سوريه توسط «عثمان سفياني» كه از هواداران روميان و هم پيمان با يهود است بر پا شده و وي سوريه و اردن را يك پارچه در قلمرو حكومت خويش در مي آورد. «خروج سفياني امري حتمي است كه آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول مي انجامد. شش ماه آن را به جنگ و كشتار پرداخته و با به تصرف دراوردن پنج منطقه، نه ماه كامل بر آن مناطق فرمانروايي مي كند.» «او تعداد يكصد و سي هزار نيرو را به كوفه اعزام مي نمايد و آنها در محلي بنام «روحاء» و «فاروق» فرود مي آيند، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه كوفه شده و در محل مقبره حضرت هود (ع) در نخيله منزل مي كنند، و گويا من سفياني (و يا همراه و يار او) را مي بينم كه در كوفه و در زمينهاي پهناور و سر سبز شما رحل اقامت افكنده و منادي او بانگ برمي آورد كه هر فردي سر شيعه علي را بياورد هزار درهم به او داده مي شود، در اين هنگام است كه همسايه به همسايه اش حمله ور شده و مي گويد اين شخص از زمره آنان است.» آنگاه سفياني را به پر كردن خلا سياسي كه در حجاز بوجود آمد وادار مي نمايند و براي مبارزه و نابودي حكومت حضرت مهدي (عج) كه زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مكه دارند، حكومت سفياني را تقويت مي نمايند. از اين رو سفياني سپاه خود را به حجاز گسيل داشته و نيروهايش با ورود به شهر مدينه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مكه مي نمايند، جائي كه حضرت مهدي (عج) نهضت خويش را از آن مكان آغاز نموده است. پس از آن معجزه اي كه پيامبر (ص) در مورد سپاه سفياني قبل از رسيدن به مكه وعده داده است، يعني فرو رفتن به زمين، رخ خواهد داد. «پناهنده اي به خانه خدا پناه مي برد، آنگاه سپاهي به سوي او فرستاده مي شود، همين كه به بيابان مدينه مي رسند در زمين فرو مي روند.» پس از آن سفياني بعد از شكست از ايرانيان و يمني ها در عراق، و شكستي كه در حجاز به دست حضرت مهدي (عج) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمين نصيب او مي گردد، عقب نشيني مي كند و جهت رويارويي با پيشروي امام (عج) كه با سپاه خويش راهي دمش و قدس مي باشد، به جمع آوري و بازسازي نيروهاي خود در داخل كشور شام مي پردازد. در اين گيرودار خشم خداوند بر سفياني و همدستان يهودي و رومي (غربي) وي فرو آمده و پس از شكستي سخت و كوبنده، سفياني به اسارت درآمده و كشته مي شود، آنگاه حضرت مهدي (عج) به همراهي مسلمانان وارد قدس مي گردد. «چرا كه هيچ چيز نمي تواند آنان را از تصميم خود برگرداند تا انكه درفش هاي خود را در قدس به اهتراز درآورند.» و ايرانيان قومي هستند كه به زودي خداوند متعال آنان را عليه يهوديان برخواهد انگيخت. «ما بندگان نيرومندي از خود عليه شما بر مي شورانيم» روايات، هلاكت موعود يهوديان را كه در يك وهله و يا چندين وهله پيش از ظهور حضرت (عج) و بعد از آن اتفاق مي افتد، مشخص ننموده، اما آخرين مرحله آن را وصف مي نمايد كه به دست تواناي حضرت مهدي (عج) و سپاهيان وي كه بيشتر آنها ايراني هستند به هلاكت مي رسند. بنا به نقل روايات، امام مهدي (عج) نسخه هاي اصلي تورات را از درون غاري در انطاكيه و كوهي در فلسطين و از درياچه طبريه بيرون آورده و با استناد به آن يهوديان را محكوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را براي آنان آشكار مي سازد. برخي از يهوديان كه بعد از نبرد آزادي قدس جان سالم بدر برده اند تسليم آن بزرگوار شده و كساني كه تسليم نمي شوند از كشورهاي عربي اخراج مي گردند. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا ﴿3﴾ [اى] فرزندان كسانى كه [آنان را در كشتى] با نوح برداشتيم راستى كه او بندهاى سپاسگزار بود (3) وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿4﴾ و در كتاب آسمانى[شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعا دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعا به سركشى بسيار بزرگى برخواهيد خاست (4) سوره 17: الإسراء بعد از فتح غرب توسط امام (ع) و درآمدن آن تحت فرمانروائي آن حضرت، واسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح (ع) رحلت نموده و حضرت مهدي (ع) و مسلمانان بر پيكر او نماز مي گزارند، و آنطور كه در روايات مي گويد، امام (ع) مراسم دفن و نماز خواندن بر بدن وي را آشكارا در حضور مردم انجام مي دهد، تا همچون بار اول درباره او سخن ناروا نگويند، سپس پيكر پاك او را با پارچه اي دست باف مادرش مريم صديقه (ع) است كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مي سپارد. پس از فتح جهان توسط آن حضرت و يكپارچگي تمام دولتهاي جهان به صورت يك حكومت اسلامي... امام (ع) جهت تحقق بخشيدن به اهداف الهي در ابعاد گوناگون و در ميان ملتهاي جهان اقدام مي كند، و براي تعالي بخشيدن و شكوفائي زندگي مادي و تحقق توانگري و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش، و بالا بردن سطح آگاهي ديني و رنيايي مردم مي كوشد... طبق برخي روايات، ميزان افزايش دانشي را كه آن حضرت (ع) بر دانش مردم اضافه مي كند، به نسبت 25 به 2 است، يعني اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلي دانش بشر 27 جزء خواهد شد. اين بود دورنمائي كلي از حركت و انقلاب جهاني حضرت مهدي (ع) ... اما روزگاري كه اين حوادث در آن رخ مي دهد، آشكار ترين نشانه ها و رويدادهاي آن از زبان روايات چنين است: نخست فتنه اي است كه بر امت اسلامي پيش مي آيد و روايات، آن را آخرين و سخت ترين فتنه ها توصيف مي كند كه بر آنان وارد شده، و با ظهور امام (ع) بر طرف مي گردد. نكته قابل توجه اين است كه تمام ويژگي هاي كلي و مشروح اين آشوب با فتنه و سلطه غربي ها و نيز كشورهاي شرقي هم پيمان با آنان در آغاز اين قرن، تطبيق مي كند چه اينكه اين آشوب سراسر ممالك اسلامي و تمام خانواده هاي آنان را در بر مي گيرد. «خانه اي وجود ندارد مگر اين فتنه داخل آن شده و هيچ مسلماني نمي ماند مگر اينكه مورد آسيب آن واقع مي شود.» ملت هاي كافر بر كشورهاي مسلمانان هجوم مي آورند، آنگونه كه گرسنگان آزمند بر سفره چرب و رنگين حمله مي كنند. «به هنگام آن فتنه و آشوب گروهي از غرب و گروهي از شرق آمده و بر امت من حمكراني كنند.» اين فتنه از سرزمين شام، سرزميني كه دشمنان ما سلطه گري استعماري سياه خويش را از آنجا آغاز نموده، و آن را كانون پرتوافكن تمدن مي نامند شروع مي شود در نتيجه آشوبي به پا مي شود كه در زبان روايات به «فتنه فلسطين» از آن ياد شده، آشوبي كه كشور شام در اثر آن، هم چون آب درون مشك به هم مي خورد. «چون فتنه فلسطين بر پا شود منطقه شام دچار آشفتگي و نابساماني گردد، مانند بهم خوردن آب در مشك،و آنگاه كه در زمان پايانش فرا رسد پايان يافته و اندكي از شما پشيمان مي شويد.» روايات، نسل ها و فرزندان مسلمانان را بدين گونه توصيف مي كند: كه آنان با فرهنگ اين فتنه و آشوب نشو و نما مي كنند به گونه اي كه از ديگر فرهنگ ها بي اطلاع مي مانند... و فرمانروايان ستمگري كه با احكام كفر و هوا و هوس بر مسلمانان حكمراني نموده و آنان را با بدترين وضعي شكنجه مي دهند. احاديث شريف، به وجود آورندگان اين آشوب را روميان (غربيها) و تركان كه ظاهرا مراد از آنان (روسها) باشند،نام برده، و آنگاه كه حوادث بزرگي در سال ظهور حضرت مهدي (ع) رخ مي دهد، آنان نيروهاي خود را در رمله فلسطين و در انطاكيه در ساحل تركيه –سوريه و در جزيره، واقع در مرزهاي سوريه-عراق-تركيه، مستقر مي سازند. «زمانيكه روم و ترك (روسيه و غرب) عليه شما شورش... و با يكديگر نيز مخالفت و كشمكش مي نمايند و جنگ و درگيري ها در جهان رو به افزايش مي رود، هواداران تركان، جهت استقرار در جزيره و خوارج روم به انگيزه فرود آمدن در رمله به حركت در مي آيند.» هم چنين در روايات آمده كه آغاز ظهور آن بزرگوار از ايران خواهد بود. «نقطه آغاز ظهور او از سوي مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد، سفياني خروج مي كند.» يعني، آغاز مقدمات و زمينه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسي، ياران درفش هاي سياه انجام پذيرفته و نهضت آنان به دست مردي از قم به وجود مي آيد. «مردي از قم قيام نموده و مردم را به حق دعوت مي نمايد. گروهي كه گرد او جمع مي شوند، دلهاشان چون پاره هاي آهن محكم و استوار است و آنچنان نستوه اند كه از تند بادها و طوفانهاي كارزار نمي هراسند، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتي به دل راه نمي دهند، و همواره توكل و اتكا آنها به خداوند است و فرجام نيكو از آن تقوا پيشگان خواهد بود.» آنان پس از بپا خواستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابر قدرتها) مي خواهند كه آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نكنند، اما آنان بر اين امر اصرار دارند. «حق را مي جويند، به آنان سپرده نمي شود، بار ديگر خواستار آن مي شوند ديگر بار نيز سپرده نمي گردد، با مشاهده اين وضع سلاح بر دوش گرفته، و به مبارزه ادامه مي دهند تا خواسته آنها را عملي مي نمايند ولي اين بار اينان نمي پذيرند، تا اينكه قيام نموده... و پرچم نهضت را به دست صاحب شما يعني(حضرت مهدي (عج)) مي سپارند، و كشته هاي آنان شهيدان راه حق هستند.» و به گفته روايات آنها سرانجام در جنگ طولاني خود پيروز گشته و دو شخصيتي كه وعده داده شده در بين آنان ظاهر مي شوند. كه يكي خراساني بعنوان فقيه و مرجع، يا رهبر سياسي،و ديگري شعيب بن صالح كه جواني گندم گون، با ريش كم پشت از اهالي ري، مي باش به عنوان فرمانده نظامي مي باشد. با سپردن اين دو شخصيت پرچم اسلام را به حضرت مهدي (عج)، با نيروهاي خود در نهضت آن حضرت شركت مي نمايند. و شعيب بن صالح به سمت فرماندهي كل قواي حضرت مهدي (عج) نائل مي گردد. منبع: همان آنگونه كه در بعضي روايات آمده غربي ها پس از دوسال پيمان صلح را مي شكنند. شايد انگيزه اين پيمان شكني، ترس و وحشتي است كه حضرت مسيح (ع) در اثر ايجاد موج همبستگي مردمي در بين ملتهاي آنان بوجودمي آورد. بسياري از غربيها به آئين اسلام گرويده و حضرت مهدي (ع) را مورد حمايت و تاييد خويش قرار مي دهند. لذا روميان در يك هجوم ناگهاني با نزديك به يك ميايون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مي آورند. «آنگاه با شما پيمان شكني نموده و با ارتشي متشكل از هشتاد لشكرو هر لشكر دوازه هزار سرباز به سوي شما گسيل مي شوند.» و نيروهاي اسلام روياروي آنان قرار گرفته و حضرت مسيح موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدي (ع) اعلام داشته و پشت سر وي در قدس نماز مي گزارد. نبرد با روميان (غربيها) در همان محورهاي نبرد آزادي قدس،از عكا تا انطاكيه، و از دمشق تا قدس و مرج دابق (نام منطقه اي در فلسطين اشغالي) روي خواهد داد كه شكستي سخت متوجه روميان و پيروزي بزرگ و آشكاري نصيب مسلمانان مي گردد. پس از اين كارزار دروازه هاي پيروزي جهت فتح نمودن اروپا و غرب مسيحيت، به روي آن حضرت گشوده مي شود... و ظاهرا بسياري از كشورها به وسيله انقلاب ملتهاي خودشان فتح مي گردد، چرا كه ملتها حكومتهاي خود را كه مخالف حضرت مهدي (عج) و حضرت مسيح (ع) است سرنگون ساخته و حكومتهاي طرفدار آن حضرت را بر پا مي دارند.
منبع: همان
فرود آمدن حضرت مسیح (ع) برای جهان علامت و نشانه ای است که موجب شادی مسلمانان و ملتهای مسیحی خواهد گردید. به نظر می رسد که حضرت مسیح (ع) میان حضرت مهدی (ع) و غربی ها وساطت نموده، قرار داد صلحی به مدت هفت سال بین دو طرف بسته می شود. «بین شما و رومیان چهار پیمان صلح برقرار می شود که چهارمین آنها به دست مردی از (خاندان) هرقل،انجام می پذیرد و هفت سال به طول می انجامد. مردی از عبدالقیس به نام «مستور بن غیلان» پرسید: ای پیامبر خدا پیشوای مردم در آن روز چه کسی خواهد بود؟ فرمود: مهدی از فرزندانم، که مردی چهل ساله بنظر می رسد، چهره اش چون ستاره تابان می درخشد، برگونه راست او خالی وجود دارد، و در حالی که دو قبای قطوانی به تن دارد همچون مردان بنی اسرائیل جلوه می کند، وی گنجینه های زمین را استخراج نموده و شهری شرک آلود را آزاد می سازد.» منبع: عصر ظهور تالیف: علی کورانی ترجمه: عباس جلالی روایات یادآور این معناست که نخستین جنگی را که حضرت مهدی (ع) پس از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با ترکان است: «اول لواء یعقده یبعثه الی الترک فیهزمهم» نخستین سپاهی که حضرت مهدی (ع) تشکیل می دهد لشکری است که به سوی ترکها گسیل داشته و آنها را شکست می دهد. و ظاهرا مقصود از ترکان، روس ها است که بعد از جنگ جهانی با رومیان یعنی غربیها ضعیف و ناتوان می شوند. و امام (ع) پس از تجهیز، سپاه بزرگ قومش را راهی قدس می گرداند، در این هنگام سفیانی در برابر آن حضرت عقب نشینی می کند تا اینکه لشکریان حضرت مهدی (ع) در این «مرج عذرا» نزدیک دمشق فرود می آیند، و گفتگو و مذاکراتی میان آن بزرگوار و سفیانی انجام می پذیرد، اما موضع سفیانی در مقابل آن حضرت ضعیف است بخصوص که موج گسترده مردمی به آن حضرت گرایش پیدا می کنند. به گونه ای که روایات نشان می دهد، سفیانی می خواهد قدرت را به او واگذارد، اما حامیان یهودی و رومی وی و دستیارانش او را سرزنش می کنند. آنها با بسیج نیروهای خود با امام (ع) و سپاه وی درگیر نبردی بزرگ می شوند، نبردی که محورهای ساحلی آن، از عکا در فلسطین گرفته تا انطاکیه در ترکیه و در داخل از طبریه تا دمشق و قدس را فرا می گیرد.... منبع: عصر ظهور تالیف: علی کورانی ترجمه: عباس جلالی طبق روايات بعد از اين نداي آسماني، حضرت مهدي (ع) به طور سري با برخي از ياران و هواداران خود ارتباط برقرار مي نمايد. درباره آن بزرگوار، در سراسر گيتي سخن بسيار به ميان آمده، و نام وي زبانزد همگان گشته، و محبتش در دلها جاي مي گيرد. دشمنان وي از ظهور آن حضرت سخت بيمناك شده، و از اين رو براي دست يافتن به او به تلاش و كوشش مي پردازند... در ميان مردم شايع مي شود كه آن حضرت در مدينه منوره اقامت گزيده، و حكومت حجاز يا نيروهاي خارجي جهت كنترل اوضاع داخلي حجاز، و پايان دادن به كشمكش قبائل با حكومت وقت لشكريان سفياني را از سوريه به ياري مي طلبند. اين سپاه وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمي كه دست يابند او را دستگير مي كنند. بسياري از آنان و شيعيان آنها را كشته و بقيه را بزندان مي افكنند. سپس آن حضرت در شهر مكه با بعضي از ياران خود تماس مي گيرد ... تا اينكه قيام و حركت مقدس خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شريف مكي آغاز مي كند آنگاه نخستين سخنراني خود را براي مردم مكه ايراد مي فرمايد، كه دشمنان را دور و متفرق ساخته، و نخست بر مسجدالحرام و سپس بر مكه تسلط مي يابند. و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدي عليه السلام پيام خود را به زبانهاي مختلف به تمام جهان ابلاغ مي كند و ملل دنيا را به ياري خويش دعوت كرده، اعلام مي دارد كه در مكه باقي خواهد ماند، تا معجزه اي كه جد گرامي اش حضرت محمد مصطفي (ص) وعده فرموده، و آن فرو رفتن لشكريان سفياني بزمين است كه براي درهم شكستن حركت آن حضرت راهي مكه مي شوند، به وقوع پيوندد. اما پس از اندك زماني، معجزه وعده داده شده در مورد سپاه سفياني كه در مسير مكه به حركت درآمده اتفاق مي افتد. آن حضرت پس از اين معجزه فرو رفتن دشمنان در زمين، با سپاه خود كه متشكل از ده و اندي هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مي گردد، و پس از نبردي با نيروهاي دشمن، مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته، آنگاه با آزاد سازي دو حرم مكه و مدينه، فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مي يابد. برخي از روايات خاطر نشان مي سازد كه آن حضرت، پس از پيروزي بر حجاز راهي جنوب ايران مي شود و در آنجا با سپاه ايران و توده هاي مردم آن سامان به رهبري سيد خراساني و شعيب بن صالح بر مي خورد آنان با وي بيعت كرده و با همرزمي يكديگر با قواي دشمن در بصره به پيكار مي پردازند كه سر انجام به پيروزي بزرگ و آشكاري دست مي يابند. سپس امام (ع) وارد عراق گرديده و اوضاع داخلي آنجا را پاكسازي مي كند و با درگيري با بقاياي نيروهاي سفياني و گروهكهاي متعدد شورشي آنها را شكست داده و به قتل مي رساند.آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مي دهد، و بدين سان، يمن، حجاز، ايران، عراق، و كشورهاي خليج فارس يكپارچه تحت فرمانروايي آن حضرت در مي آيد.
در اين در این هنگام نشانه هاي ظهور حضرت مهدي (ع) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداي آسماني است، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مي شود. ‹‹سيف بن عُميره گفت: نزد ابو جعفر منصور بودم وي بدون مقدمه گفت: اي سيف بن عميره بدون ترديد ندا كننده اي از آسمان نام مردي از فرزندان ابوطالب را مي خواند. گفتم: فدايت شوم اي امير مومنان، اين سخن را روايت مي كنيد؟ گفت: آري سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست آن را با گوش خودم شنيدم. گفتم اي امير مومنان، من تاكنون چنين حديثي از كسي نشنيده ام! گفت: اي سيف، اين سخن حق است، زمانيكه آن امر واقع مي شود، نخستين كسي كه اجابت نمايد ما هستيم، مگرنه اين است كه آن ندا، مردي از عموزادگان ما را مي خواند؟ گفتم آيا آن مرد از فرزندان فاطمه (س) است؟ گفت: آري اي سيف، چنانچه اين روايت اين روايت را از ابوجعفر محمد بن علي امام باقر نشنيده بودم، اگر تمام مردم روي زمين برايم مي گفتند نمي پذيرفتم، اما او محمد بن علي [امام باقر (ع)] است.» |
|